EN
ورود به سایت
تاریخ مختصر عکاسی جنگ در ایران

تاریخ مختصر عکاسی جنگ در ایران

نوشتۀ: محمد ستاری

آیا «عکاسی در خط آتش» را می‌توان عنوانی دیگر برای «عکاسی جنگ» درنظرگرفت؟ آیا هرگونه عکاسی در شرایط پُرمخاطره ازقبیل وقایع منجر به کودتا، جنگ‌های چریکی، شورش‌های استقلال‌طلبانه، تظاهرات گروه‌های سیاسی، درگیری میان گروه‌های مختلف و درنهایت انقلاب‌های مردمی علیه رژیم حاکم بر آنان را که امکان صدمه‌دیدن عکاس در آن وجود دارد، می‌توان در این حیطه جای داد؟

به‌گمان نگارنده پاسخ این پرسش مثبت است. بنا داریم که در این مقاله به عکاسان شاخص این مقوله در ایران اشاره کنیم. بااین‌حال با کمی بررسی درمی‌یابیم وقتی به عکاسان درگیر در وقایع انقلاب اسلامی و پس‌ازآن جنگ تحمیلی میان ایران و رژیم متجاوز عراق می‌پردازیم، به یک‌باره با فهرستی طولانی از نام عکاسانی مواجه می‌شویم که درگیر عکاسی از این رویداد مهم بوده‌اند. حتی فهرست نام عکاسان درگیر جنگ تحمیلی آن‌قدر طولانی می‌شود که نه در یک مقاله، بلکه باید در رساله‌های کارشناسی ارشد و دکترای رشته‌های عکاسی و پژوهش هنر بررسی شود.

با توجه به مطالب گفته‌شده برای پرداختن به این مهم در قالب مقاله‌ای کوتاه باید دامنۀ تحقیق را مختصر و از آوردن عکس‌های شاهدمثال خودداری کرد. بدین‌منظور در این جستار از مطرح‌ترین عکاسان جنگ در دورۀ ناصری تا وقوع انقلاب اسلامی یاد می‌کنیم و به وقایع پس از استقرار رژیم نوپای جمهوری اسلامی همچون تجزیه‌طلبی و برخوردهای قومی در ترکمن‌صحرا، تبریز، خوزستان و کردستان که در زدوخورد و نبرد دست‌کمی از جنگ‌های تمام‌عیار نداشت و نیز به جنگ تحمیلی هشت‌سالۀ میان ایران و عراق اشاره نمی‌کنیم.

برای آغاز هر بررسی تاریخی باید نگاه کوتاهی به اولین‌ها‌ در جهان انداخت. مسلم است جهان جنگ‌های بسیاری را قبل از ابداع عکاسی به‌خود دیده است؛ اما اولین جنگ‌هایی که عکاس در آن حضور داشت، «جنگ کریمه» و «جنگ‌های داخلی ایالات متحده» بود. راجر فنتون، عکاس بریتانیایی، کالسکه‌ای را به تاریک‌خانه تبدیل کرد و توانست در هنگامۀ نبرد ظرف مدت ده دقیقه نگاتیوهای شیشه‌ای خود را ظاهر و اولین عکس‌های جنگ را پس از اختراع عکاسی در کریمه ثبت کند. این جنگ که از 1853 تا 1857 جریان داشت، اولین جنگ نوینِ اروپا و نیز آخرین جنگ سنّتی جهان محسوب می‌شود (Fox, 1996, p. 22). در 17سپتامبر1862 متیو برادی، عکاس آمریکایی، توانست خونین‌ترین روز نبرد جنگ‌های داخلی کشورش را روی شیشۀ حساس ثبت کند (Ibid, p. 9).

جهان در قرون 19 تا 21 شاهد جنگ‌های بسیاری بوده یا به‌قول تاریخ‌نگارِ ارتش ایران بعد از جنگ جهانی دوم تا سال1345 در دنیا 39 جنگ روی داده است(افتخاری، 1345:ش3 ص237).

هم‌نسلان من نیز شاهد بوده‌اند که پس از وقوع جنگ تحمیلی میان ایران و عراق در 31شهریور1359 چه تعداد جنگ‌ها‌ و مخاصمه‌های دیگر در منطقه و کل جهان روی داده که حتی اشاره‌ای کوتاه به آن‌ها از حوصلۀ این مقاله خارج است. جنگ تحمیلی میان ایران و عراق تا هنگام نگارش این مطلب طولانی‌ترین جنگ در تاریخ معاصر جهان قلمداد می‌شود.

عکاسان بسیاری به‌عنوان چشمان ناظر بشری در این جنگ‌ها حضور داشته‌اند. برخی عکس‌های جنگ بسیار شناخته‌شده است و عکاسان آن‌ها به اسطوره تبدیل شده‌اند. مایلز جرامی اولین عکاسی بود که در ایران دورۀ ناصرالدین‌شاه قاجار وقایع جنگی را ثبت کرد. در سال 1273ق برابر با 1856م او در بحبوحۀ نبرد میان قوای دولت انگلستان با ایران در جبهه‌های جنگ در بوشهر و مُحَمَّره (خرمشهر کنونی) عکس‌های متعددی گرفت. در برخی عکس‌ها توپ‌های جنگیِ واژگون‌شده به‌وضوح دیده می‌شود.[1]

در ایران هانری بلوکویل، عکاس فرانسوی، دومین عکاس جنگ محسوب می‌شود. قرار بر آن بود او به‌عنوان عکاس رسمی نظامی لحظات حرکت قشون و احیاناً نبرد میان قوای دولتی را ثبت کند که به فرمان ناصرالدین‌شاه برای جنگ با ترکمن‌ها به منطقۀ خراسان بزرگ اعزام شده بود. در شعبان‌1276ق برابر با مارس‌1860‌م لشکریان ایران که افزون‌بر 20هزار نفر بودند به خراسان رسیدند و بلوکویل در همان روزهای اول ورود به شهر مرو (صفر‌1277ق برابر با اوت‌1860م) درحین جنگ دستگاه‌های عکاسی خود را از دست داد و خود نیز به‌دست سپاه 5هزار نفری ترکمانان اسیر شد (افشار، 1370: 87). در نیمۀ اول سال 1866م او خاطرات چهارده ماه اسارت خود را در مجلۀ توردوموند منتشر و گراوورهایی از نقاشی‌های خویش در آن دوره را نیز ضمیمه کرد. محمدعلی جمال‌زاده خلاصه‌ای از این مطالب را به فارسی ترجمه و با برخی از گراوورهای مذکور در شمارۀ 62 مجلۀ نگین (31تیر 1349) منتشر کرد (ذکاء، 1376: 41و47).

استپان استپانیان سومین عکاس مطرح جنگ ایران بود. او به‌سبب علاقه به مشروطه‌خواهان از وقایع جنگ میان مستبدان و مجاهدان تبریز عکس‌های بسیاری گرفت که این عکس‌ها در کتاب دوجلدی «تاریخ مشروطه» اثر احمد کسروی چاپ شده است (ستاری، 1377: 38). میرزا جوادخان عکاس جوانی بود که به‌علت عکاسی از سران مشروطه و مستبدان، عمّال محمدعلی‌شاه از او خشمگین شدند. در روزی که قوای دولتی به سرکردگی لیاخوف روسی مجلس را به توپ بستند، او به آن حوالی رفته بود که دستگیر و سپس تیرباران شد (همان: 40؛ ذکاء، 1376: 258).

در دورانی که رضاخان فرماندهی قشون قزاق و وزارت جنگ را برعهده داشت، توازن قوا میان تهران و نقاط دیگر به‌سود پایتخت تغییر کرده بود. مهم‌ترین اقدامات او عبارت بود از: سرکوب جنبش میرزاکوچک‌خان جنگلی در گیلان (1296ش)، منکوب‌کردن خالوقربان و احسان‌اللّه‌خان کسمایی (تنکابنی) در شمال (1298ش)، درهم‌کوبیدن نیروهای نایب‌حسین کاشی در یزد و اصفهان و کاشان، ازمیان‌بردن کلنل محمدتقی‌خان پسیان (1300ش)، سرکوب اسماعیل‌آقا سمیتقو در آذربایجان (1301ش) و شیخ‌خزعل در خوزستان (1304ش).

رضاخان بدین‌ترتیب نه‌تنها ضرورت وجود خویش را تحمیل کرد؛ بلکه به‌کمک روزنامه‌نگاران و وکلای زیرنفوذش برای خودش پایگاه اجتماعی استوار و مشروعیت سیاسی درخورتوجه‌ای ایجاد و رفته‌رفته مقدمات سلطنتش را فراهم کرد (عامری، 1393: 150؛ اعتمادالسلطنه: 1357: 197). از برخی حوادث و درگیری‌های ذکرشده ازجمله نهضت جنگل، قیام نائبیان کاشان و سرکوب شیخ‌خزعل تک‌عکس‌هایی به‌جا مانده که متأسفانه نام عکاس آن‌ها مشخص نیست.

دیگر عکاس قدیم جنگ در ایران که هنوز نامش شناخته‌شده نیست، در بهار‌1303 از گرماگرم نبرد میان قوای دولتی ایران و نیروهای وابسته به میرعباس، شرور و یاغی خطّۀ فارس، عکس‌های متعدد و فراوانی گرفته است. در زمان رئیس‌الوزرایی سردارسپه (رضاخان) فرماندهی قشون اعزامی از مرکز برعهدۀ سرهنگ شهاب بود. او مأمور سرکوب اشراری شد که تبارشان از منطقۀ بویراحمد فارس بود. میرعباس در منطقۀ «همایجان» در قلعه‌ای سکونت داشت و سرکشی می‌کرد که خود از قبل ساخته بود. برای قلع‌و‌قمع این دستۀ یاغی دوبار لشکرکشی شد؛ اما توفیقی به‌دست نیامد. بار سوم سرهنگ شهاب که بعدها سرتیپ شد، توانست به این اغتشاش پایان دهد.

جنگ با اشرار دو شبانه‌روز به‌طول انجامید. قلعۀ «تَلَّ‌ارژنی» که مقرّ میرعباس بود، با گلولۀ توپ‌هایی هدف گرفته شد که قاطران حمل می‌کردند. بدین‌ترتیب برج و باروی قلعه درهم‌ فروریخت و مقاومت متحصنانِ قلعه در‌هم‌شکست و میرعباس اسیر و به مرکز منتقل شد. در این جنگ چند دسته مسلسل‌چی دولت نیز حضور داشتند. تعداد عکس‌های این نبرد بیش‌از بیست قطعه است. به‌دلیل آنکه در مطبوعات آن زمان رسم نبود نام عکاس زیر گراوور عکس نوشته شود، تا این لحظه از نام عکاس این عکس‌ها آگاهی نداریم.

با چشم‌پوشی از ذکر نام دیگر عکاسان احتمالی جنگ در دورۀ پهلوی اول به دوران سلطنت پهلوی دوم می‌رسیم. در سال‌های 1320 تا 1330 علی خادم هنگامی‌که برای «رِپِرتُر آسوسیه فرانسه» کار می‌کرد، از جلسات سیاسی و حوادث ایران و تهران عکس می‌گرفت و برای آن‌ می‌فرستاد (ستاری، 1389، ج7: 387). علاوه‌براین وی از دادگاه محاکمۀ دکترمصدق (کریمی، 1390: 30) و مهار چاه‌های نفت آتش‌گرفته در آبادان برای مجلۀ کوئیک عکاسی کرده است(وخشوری، 40:1368).

در 27آذر1338 فرج‌اللّه صبا، خبرنگار سیاسی مجلۀ روشنفکر، به مرز ایران و عراق اعزام شد تا از آنجا عکس بگیرد و گزارش تهیه کند. سوژۀ عکاس‌های وی صف‌آرایی نظامی میان ارتش‌های ایران و عراق در دوران ریاست‌جمهوری عبدالکریم قاسم در عراق بود. این گزارش مشتمل بر پنج عکس و زیرنویس است (جان‌بزرگی، 1383: 61). از سال‌1329 ایوب کلانتری برای روزنامۀ اطلاعات عکاسی می‌کرد. او به‌همراه پرویز نقیبی از جنگ ویتنام عکس گرفت و گزارش تهیه کرد (وخشوری، 1372: 34). این جنگ بین سال‌های 1343 تا 1347 (1964 تا 1968) درگرفت (لنگ، 1392: 302). عباس عطار سالیان زیادی در عرصۀ بین‌المللی حضور و وجهه‌ای شاخص دارد. او نیز از جنگ ویتنام عکاسی کرده و تصاویرش را در نمایشگاهی در تهران در معرض‌دید عموم قرار داده است (کریمی، 1390: 75).

در زمان کودتای 28مرداد1342 شاهرخ حاتمی برای مجلۀ لایف عکس می‌گرفت. پس‌از‌آن به اروپا رفت و سال‌ها برای مجلۀ پاری‌مَچ عکاس کرد. وی در زمان انقلاب به نوفل‌لوشاتو رفت و از امام‌خمینی‌(ره) عکس گرفت. حاتمی جزو معدود عکاسانی بود که در هواپیمای اختصاصی ایرفرانس حضور داشت: هواپیمایی که امام‌خمینی‌(ره) را از پاریس به تهران آورد. همچنین درحالی‌که امام(ره) از پنجره به بیرون می‌نگریستند، تنها به او اجازه داد شد که از ایشان عکس بگیرد. شاهرخ حاتمی وقایع مهم تاریخی ایران و جهان را ثبت کرده است (همان: 1390).

در سال‌1349 و جنگ ظُفار (ناحیه‌ای در شمال کشور امیرنشینان عمان) نیروهای یمن جنوبی از شورشیان مارکسیست آن خطّه علیه نیروهای عمان حمایت می‌کردند (ستاری، 1389، ج11: 177). رژیم محمدرضا پهلوی که خود را ژاندارم خلیج‌فارس می‌دانست، برای سرکوب چریک‌های مارکسیست و کمک به امیرنشینان عمان به ظُفار نیرو اعزام کرد. اخبار این درگیری و کشته‌های ارتش ایران چندان منتشر نمی‌شد و با سانسور خبری روبه‌رو بود؛ اما باید عکس‌هایی از این واقعه در بخش بایگانی ارتش موجود باشد.

در سال‌های 1350 تا 1352 در عراق هم‌زمان با دوران ریاست‌جمهوری عبدالسلام و عبدالرحمان عارف درگیری‌های خونینی میان ایران و عراق رخ داد. روز یکشنبه 21بهمن1352 یگان‌هایی از ارتش عراق به مناطقی از ایلام یورش بردند و از هر دوطرف عدۀ زیادی کشته و مجروح شدند. شانزده نفر از عکاسان و فیلم‌برداران و خبرنگاران ایرانی این نبرد را پوشش دادند. در روزنامۀ اطلاعات هشت قطعه از این عکس‌ها با شرح و زیرنویس چاپ شده است. عکاسان این تصاویر قاسم محمدی و فریدون ابراهیم‌زاده و ابراهیم آبا بوده‌اند (جان‌بزرگی، 1383: 62 تا 66). روزنامۀ کیهان نیز از 22 تا 28بهمن1352 گزارش‌های مصّوری از این واقعه درج کرده و نام عکاسان این عکس‌ها، یعنی فریدون رضازاده و صادق ثمودی زیر تصاویر ذکر شده است (همان).

در همین سال (1352) کاوه گلستان از وقایع و درگیری‌های ایرلند برای روزنامۀ کیهان عکاسی کرده است (فرنود، 1383: 76؛ همان: 62). در 17دی1356 پس از درج مقاله‌ای موهن به‌قلم داریوش همایون (با نام مستعار احمد رشیدی) در روزنامۀ اطلاعات جرقه‌های انقلاب زده شد. دو روز بعد، یعنی نوزدهم دی، مردم شهر قم در اعتراض به مقالۀ مزبور به خیابان‌ها ریختند و درگیری میان نیروهای رژیم محمدرضا پهلوی و مردم به آتش‌و‌خون کشیده شد. کاوه گلستان از معدود افراد و شاخص‌ترین عکاسانی است که از واقعۀ مزبور تصاویری ثبت کرده است (مصحفی، 1383: 32).

در شهرهای تبریز و مشهد و اصفهان وقایع مشابه قم روی داده و جرقۀ انقلاب به آتش تبدیل شده بود؛ بدین‌سان عکاسان بی‌شماری به عکاسی از وقایع انقلاب روی آوردند. در دوران انقلاب عکاسی موفق بود که هرروز به‌صورت فعال در رویدادها مشارکت می‌کرد و می‌توانست از حادثه پیشی بگیرد و موقعیت را پیش‌بینی کند. این در حالی است که عدۀ بسیارزیادی از هم‌سالان نگارندۀ این سطور بدون‌برنامه‌ریزی منسجم و به‌صورت تفنّنی یا برای گرفتن عکس یادگاری از وقایع روزهای منتهی به انقلاب و پس‌ازآن عکاسی کرده‌اند. این مقطع زمانی باعث شد توانایی‌های عکاسان حرفه‌ای ایران آزاد شود: عکاسانی که تا آن زمان مجال خودنمایی پیدا نکرده بودند.

از میان این عکاسان حرفه‌ای که فضای سخت کار در آن شرایط آن‌ها را در خود محو نکرد می‌توان به این افراد اشاره کرد: کاوه گلستان، بهمن جلالی، عباس عطار، برادران دقتی (رضا و منوچهر)، محمد صیاد، غلام‌حسین ملک‌عراقی، حسین پرتوی و... (منوچهرزاده، 1383: 57). به این فهرست باید عکاسان پُرکار و مطرح دیگری اضافه کرد. این افراد عبارت‌اند از: شاهرخ حاتمی (ستاری، 1377: 53و54)، اکبر ناظمی (ناظمی، 1388: مقدمه)، آلفرد یعقوب‌زاده (ستاری، 1385: 208)، محسن شاندیز (ستاری، 1385: 228)، جهانگیر رزمی، کاوه کاظمی (ستاری، 1389، ج12: 640؛ امیرلویی، 1370: 36)، محمود کلاری (آذرنگ،فرشید و توکلی،شهریار، 1383: 50)، قربان خلیلی (خلیلی، 1383: مقدمه)، سبحان‌قلی کهنبانی (بی نام، 1366و1367: 34)، یروم‌شاه میرزاییان (همان: 35)، مجتبی رضوانی (همان: 36)، حمید رهبری (همان، 37)، حسین شرکت (همان: 38) و مهدی رضوان (همان: 39). از میان خانم‌ها مریم زندی (ستاری، 1389، ج9: 257؛ زندی، 1393: مقدمه) و هنگامه گلستان (ستاری، 1389، ج14: 84؛ فرنود، 1383: 76) و رعنا جوادی (لطفی، 1393: مقدمه) عکاسان شناخته‌شده‌ای هستند که از وقایع منتهی به انقلاب اسلامی در سال‌1357 عکاسی کرده‌اند.

بی‌تردید نام‌های دیگری را باید به فهرست عکاسان دوران انقلاب اضافه کرد که در این مجال کوتاه این مهم حاصل نشد. پس‌از‌آن باید به عکاسان درگیرِ وقایع پس از استقرار رژیم نوپای جمهوری اسلامی و ضدانقلاب از سال‌1358 پرداخت. درادامه به عکاسانی اشاره کرد که از آغاز جنگ تحمیلی (31شهریور1359) تا پذیرش قطعنامه صلح (27تیر1367) درگیر وقایع این جنگ بوده‌اند. گفتنی است فقط اشاره به نام عکاسان ایرانی که جنگ تحمیلی هشت‌ساله را به‌تصویر کشیده‌اند، فهرستی بسیارطولانی تشکیل می‌دهد که در حجم رساله‌های دورۀ دانشگاه‌هاست و این مهم به دانشجویان علاقه‌مند محوّل می‌شود.

منابع

آذرنگ ،فرشید و توکلی،شهریار (1383). عکاسی، شیوه‌ای برای زندگی؛ گفتگو با کاوه کاظمی. فصلنامۀ حرفۀ هنرمند، ش10، صص50 تا 66، ص50.

اعتمادالسلطنه، محمدحسین‌خان (1357). صدرالتواریخ. به‌کوشش محمد مشیری. چ2، تهران: روزبهان.

افتخاری، فریدون (1345). بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون 39 جنگ در دنیا روی داده است. ماهنامۀ ارتش، ش3، صص237و238.

افشار، ایرج (1370). گنجینۀ عکس‌های ایران. تهران: فرهنگ ایران‌زمین.

امیرلویی، مسعود (1370). گفتگویی با کاوه کاظمی. مجلۀ عکس، س5، ش 55، صص36 تا 43.

بی نام (اسفند 1366 و فروردین 1367). روزهای انقلاب از دریچۀ دوربین عکاسان خبرگزاری جمهوری اسلامی، مجلۀ عکس، ش13، صص38 تا 42.

جان‌بزرگی، سعید (1383). عکاسی در جنگ. تهران: انتشارات روایت فتح.

خلیلی، قربان (1383). تپش سبز؛ مجموعه عکس‌های قربان خلیلی. تهران: سورۀ مهر.

ذکاء، یحیی (1376). تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

زندی، مریم (1393). انقلاب 57؛ عکس‌های مریم زندی (مجموعه عکس‌های مریم زندی از انقلاب1357). تهران: نظر.

ستاری، محمد (1377). سیر تحول عکاسی. تهران: سمت.

ستاری، محمد (1385). پنجره‌های نقره‌ای؛ برگزیدۀ آثار عکاسان معاصر ایران. تهران: موزۀ هنرهای معاصر تهران.

ستاری، محمد (1389). دایرة‌المعارف 18‌جلدی دانش‌گستر؛ ج7، 9، 11، 12و14، تهران: مؤسسۀ علمی‌فرهنگی دانش‌گستر.

عامری، هوشنگ (1393). رضاشاه و تحولات ایران معاصر. استکلهم: فردوسی.

فرنود، محمد (1383). سال‌شمار زندگی کاوه گلستان. فصلنامۀ حرفۀ هنرمند، ش7، ص76 تا 93.

کریمی، مرضیه (1390). بررسی عکاسی دورۀ پهلوی دوم با استناد بر آرشیو مجلات. رسالۀ کارشناسی ارشد عکاسی، دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، دانشکدۀ هنرهای تجسمی.

لطفی، احسان (1393). یک اتفاق سیاه‌وسفید؛ چند قاب از زمستان57 (عکس‌های سیاه‌وسفید رعنا جوادی از انقلاب‌1357). مجلۀ داستان، س6، ش52.

لنگ، شون (1392). تاریخ قرن بیستم. ترجمۀ مهرک ایروانلو. تهران: آوند دانش.

مصطفی، محسن (1383). کاوه گلستان. تهران: نشر دیگر.

منوچهرزاده، رامیار (1383). دیگر از هیچ چیز نمی‌ترسم. فصلنامۀ حرفۀ هنرمند، ش7، صص54 تا 59.

ناظمی، اکبر (1388). انقلاب به روایت عکس‌های اکبر ناظمی. تهران: سورۀ مهر.

وخشوری، احمد(1368).گفتگو با علی خادم ، مجله عکس ، س 3،ش35،ص40.

وخشوری، احمد (1372). گفتگو با ایوب کلانتری. مجلۀ عکس، س7، ش78، ص34.

Fox, R. (1996). Camera in conflict. Köln: Könemann.


منابع نزد نگارنده در حال بررسی است تا در قالب یک مقاله مصوّر مستقل عرضه شود.

 این عکس‌ها نزد نگارنده است و در مقاله‌ای دیگر چاپ خواهد شد.

 بیست قطعه عکس مزبور نزد نگارنده است و در مقاله‌ای مستقل با شرح و جزئیات بیشتر منتشر خواهد شد.

 در ایران تا دهۀ1370 مسئلۀ نوشته‌نشدن نام عکاس زیر تصویر در روزنامه‌ها و مجله‌های منتشرشده همچنان ادامه داشت.

 «عباس عطار، عکاس و خبرنگار ایران مقیم فرانسه، نمایشگاهی ترتیب داد که در آن تعدادی از عکس‌های وی که اکثرشان در ویتنام گرفته شده است و همه هم جالب و دیدنی هستند به معرض نمایش گذاشته شد. عباس عطار یک عکاس شناخته شده ایرانی در محافل مطبوعاتی و هنری خارج است» (نمایشگاه عکس‌های عباس عطار در گالری لیتو، به‌نقل از مجلۀ تلاش، 1356، ش75).

 Life magazine  Paris Match

 به‌نقل از مجلۀ سپیدوسیاه، 1356، س14، ش27 و نیز کاوه کاظمی در: www.honaronline.ir/pages news/-48329.aspx

 دربارۀ شرح‌حال کاوه گلستان و بهمن جلالی و محمد صیاد می‌توان به‌ترتیب در صفحات 224 و 198 و214 و برای عکس‌هایشان به صفحه‌های مختلف در همین کتاب مزبور رجوع کرد.

 جهانگیر رزمی قبل از انقلاب عکاس روزنامۀ اطلاعات بود. از وقایع پس از خروج شاه از ایران عکس‌های متعددی دارد. گفتنی است وی تنها عکاس ایرانی برندۀ جایزۀ معتبر پولیتزر است (به‌نقل از ویکی‌پدیای فارسی).

 

عضویت در خبرنامه
   درباره ما       تماس با ما       اخبار و رخدادها       خرید مجله       آگهی       اشتراک        
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت فصلنامه عکاسی محفوظ می باشد .
طراحی سایت : ایران طراح